تبليغاتX

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

بدون شرح
 
نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 17:46 | لینک ثابت |

دل من

 

دلم خیلی گرفته..دیگه هیچ چیز و هیچ کس نمی تونه

 دلمو شاد کنه نمی دونم از چی بگم یا اصلا به کی بگم

باز اشک ...این دوست جون جونیه چشمهام اومد ...

حسودیم میشه به چشمهام

که دوست خوبی چون اشک داره

دلم گرفته ..تا دلت بخواد غم دارم وهزار تا اندوه نگفته

هیچ کس درکم نمی کنه....

خودمو توی یه بیابونه بی آب وعلف تنها ی تنها می بینم

مثل یه پرنده شدم که تو قفس تنهایی زندونی شده

حس اون ماهی رو دارم که توی تنگ بلور محبوس شده

مثل اون گلی شدم که گلبرگهاش پژمرده شدن

حس شاپرکی رودارم که بی بال و پر شدم

مثل اون عاشقی شدم که چاره ای جز سوختن وساختن نداره

نمی دونم تا کی محکوم به نفس کشیدن هستم

ای کاش می دونستم تا کی باید این زندگیه تکراری رو تحمل کنم

..........................دیگه نمی تونم.........................

خسته شدم ....از همه چیز ...از همه حتی خودم

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه دوم تیر 1387 ساعت 17:44 | لینک ثابت |

می نویسم .........باز می نویسم
آوای گرم موذن گوش جانم را نوازش می دهد، نماز را به پای میدارم و سپیده دم همراه با نوازش نسیم صبحگاهی دستهایم با التماس؛

خدایا این دل تنگ من و این یاد تو

این دو چشمان پر از اشک و دل پر سوز من

این قلم این یاور شبهای من!

قدرتی ده ای لایزال بی نظیر

هستیم ز آلودگیها پاک کن

همچو بارانی که شوید خاکها

آشنایم کن به شبنم های پاک!

قدرتی ده ای خدای لایزال تا که بنویسم، نانوشته های پاک .... پاک

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 19:3 | لینک ثابت |

زندگی زندگی چیست؟
زندگی زندگی چیست؟ زندگی زیستن است. زندگی عشق به دوست داشتن است. زندگی آوازیست که به هنگام سحر مرغ سحر می خواند. زندگی خواستن است. زندگی پیغامی است که جهان را به تراوت می خواند. زندگی فریاد است. فریادی در باد گذرش بادی سخت و در آن خاک حوادث بسیار سخنش فیادی است که به ما می گوید: "زندگی راه امید داشتن

 

             

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 18:57 | لینک ثابت |

فراموشم کرده اند

آنقدر فراموشم کرده اند که خودم هم خودم را فراموش کردم

گویی از اول نبودم !!

چون سیمرغ که فقط نامش هست ولی در اصل نیست

اما من افسانه نیستم ...

گناه من چیست که نمی توانم همرنگ آن ها شوم

مگر من آفتاب پرستم ؟

*میدانم بسیار ناراحتی ولی گوش کن :


با هیچ حادثه ای دنیا به پایان نمی رسد (!!!)*

 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 19:1 | لینک ثابت |

داغ تمنا

عاشق انست که از داغ تمنا سوزد

همچو خورشید به یک داغ سراپا سوزد

شعله اش سرد شود فاخته گردد شررش

هر که در ارزوی ان قد رعنا سوزد

خبر از گرمی این راه قدمکاه بود

سالکی را که سر از ابله ما سوزد

دل ز تر دامنی نفس شود زاهل جحیم

روش هیزم تر نیست که تنها سوزد

نتواند که گذشت از سر یک قطره چه سود

که به لب تشنگی ما دل دریا سوزد

گاه در جامه فانوس هم اتش گیرد

عجبی نیست اگر شیشه ز صهبا سوزد

هیزم گلخن حسن تو هم ان دل نشود

که مدام از غم نا کامی دنیا سوزد

کرم ایزدی اش باز نسوزد در حشر

اگر امروز عاشق از غم فردا سوزد

کلیم کاشانی

 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 18:58 | لینک ثابت |

بنام تنها ترینم..

 

زیبایی عشق به سکوته نه فریاد.

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن.

عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده.

عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره.

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختیا رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه؟لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست وقتی رسیدی می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ناامید و خسته می شینی به این همه راهی که اومدی فکر می کنی. البته اگه بین راه سقوط نکنی.

عشق سخن گفتن با نگاهه.

عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه.

 

 

 

                                                                                                                                   

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 17:23 | لینک ثابت |

شقایق
پیداست هنوز شقایق نشدی

زندانی زندان دقایق نشد

وقتی که مرا از دل خود می رانی

 یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی

زرد است که لبریز حقایق شده است

 تلخ است که با درد موافق شده است 

 عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

 پاییز بهاریست که عاشق شده است

                        

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 12:16 | لینک ثابت |

خدا هست

غم و اندوه اگر هم روزي ، مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات ،از لب پنجره عشق زمين خورد و شکست
با نگاهت به خدا، چتر شادي وا کن
و بگو با دل خود، که خدا هست ؛ خدا هست ...
او هماني ست که در تارترين لحظه شب
راه نوراني اميد نشانم مي داد ...
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد
معني خوشبختي ، بودن اندوه است
اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر !
پشت هر کوه بلند، سبزه زاري ست پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند که خدا هست
خدا هست ...
و چرا غصه چرا ؟

 

!

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 12:9 | لینک ثابت |


 

 

 

« بی خود نیست هرگاه این دل شکسته را در کوچه پس کوچه های تنهایی از پی تو روانه می کنم تا در

گوشه ای از تنهایی خویش تو را بیابد و با تو انس گیرد چنان آرامشی می یابد که گویی هیچ گاه دغدغه ای

 

 نداشته و گویی گمشده اش را بازیافته است و آن گاه که این دل آرام از تو فارغ می شود اثر نورانی تو در

 

وجود م باقی می ماند.»

 

 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 11:35 | لینک ثابت |

بخاطر تو

چه زيباست بخاطر تو زيستن
وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن و
به عشق و دنياي تو نرسيدن
ايکاش مي دانستي بدون تو مرگ گواراترين زندگي است
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست
ايکاش مي دانستي مرز خواستن کجاست
و ايکاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد
حرفها را گاه نمي توان گفت
من لحظه هاي با تو بودن را با اشکهايم تداعي ميکنم
وعطر نفسهاي تورا در بند بند وجودم مي بلعم
  

 

 

 

 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 17:43 | لینک ثابت |

عاشقانه
از کبوترپرسیدم : زندگی چیست؟ پرهایش را تکان داد و جواب نداد ازدریا پرسیدم:زندگی چیست؟

خروشید و جوابم را نداد ازآفتاب پرسیدم:زندگی چیست؟ غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان

پرسیدم:زندگی چیست؟ گفت: زندگی خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

عشق يعني يک سلام بيجواب........عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن .............عشق يعني قطره و باران شدن.......................... عشق يعني يک شقايق غرق خون ....................عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!.................... عشق يعني سوز ني آه و شبان ..............عشق يعني معني رنگين کمان

 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 17:34 | لینک ثابت |

عشق

عشق زيباست اما غم دارد
عشق زيباست اما دل را مي سوزاند
عشق زيباست اما نفسهاي خسته ، ديگر تاب تحمل غمش را ندارد
عشق زيباست اما ديوانگي هم عالمي دارد
عشق تار و پود شكسته قلب را جلا مي دهد
عشق قلب بيقراري را طوفاني مي كند
عشق تنها اميد قلب يك عاشق است
عشق مقامي بس عظيم و والا دارد
عشق معناي تمام زندگي يك عاشق است
عشق دل را بيقرار مي كند و چشم را گريان
چشم هايي كه براي عشق ، اشك مي ريزند ، بسيار مقدس هستند
عشق صداي تيك تاك قلب عاشق است
قلبي كه هر لحظه احساس مي كند در حال خاموش شدن است
عشق صداي نبض زندگي است
زندگي و دار و ندار يك عاشق ، در عشقش خلاصه مي شود
اي كاش معناي واقعي عشق را درك مي كرديم
اي كاش هر لحظه اي با عشق نفس مي كشيديم
اي كاش فاصله ها را با رنگ زيباي عشق ، زيباتر مي ديديم
اي كاش عشقي وجود داشت كه هيچگاه از بين نمي رفت
اي كاش تمام عشقهايمان جاودان بود و زيبا
اي كاش زيبايي و پاكي عشق را درك مي كرديم
عشق زيباست به زيبايي و پاكي يك نگاه ساده
عشق مقدس است به تقدس يك قلب عاشق و شيدا
عشق تكان دهنده است حتي اگر يك عشق خيالي باشد
حتي اگر سكوتي بس عظيم در آن نهفته باشد
عشق زيباست حتي اگر تنها يادگار از عشق ، حسرت جدايي باشد
عشق دوست داشتني است حتي اگر زير بار غم عشق ، شكسته شويم
عشق مقدس است حتي اگر رويايي بيش نباشد
اي كاش مي شد حرف يك عاشق رااز نگاهش خواند
و صداي قلب بيقرارش را شنيد
عشق را دوست دارم حتي اگر عاشق بودنم جرمي بيش نباشد
و عشق صداي فاصله هاست

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 17:30 | لینک ثابت |

دنیای مرموززززززززززززز
 
دنیا اینجوریه دیگه ... :

         اگر گریه کنی می گن کم آوردی !

                          اگر بخندی می گن دیوونه ای !!

                                    اگه دل ببندی تنهات می زارن !!!

                                              اگه عاشق بشی دلتو می شکنن !!!!

با این حال باید لحظه ای را گریست، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 17:23 | لینک ثابت |

کاش

کاش میشد تا کنی باور مرا
اشک چشم و آه سوزان مرا
کاش میشد در زمان بی کسی
حس کنی سردی دستان مرا
گفتمت عشقم به تو از جان فزون است
گفتمت سوز دلم از جان برون است
در جوابم :


خنده ایی آلوده و آتش میان دوده
و درد دلم افزوده و...
اکنون میان حادثه یا خاطره
زهری بدل خاری به پای من ، چنین بیهوده بی حاصل
نگاهم همچنان مانده به ساحل ...

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 17:16 | لینک ثابت |

قسم
به لحظه عاشقيمان قسم به اين كلام مقدس عـــــشق قسم

 

خيلي دوستت دارم

 

سوگند ميخورم كه با تو تا آخرين لحظه زندگيم خواهم ماند

 

 و سوگند ميخورم كه به پاي عشقت خواهم سوخت

 

 به اين ثانيه هاي پر ارزش زندگي قسم

 به اين كعبه مقدس عشق

 

قسم كه تنها عاشق قلب مهربان تو هستم عزيزم

 

سوگند ميخورم كه عشقت هر آنچه سوزنده باشد من در آتش آن بسوزم

 

 چون كه ميدانم آتش عشق تو هيچگاه برايم درد آور

 

                     وسوزناك نيست.


 

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 16:59 | لینک ثابت |

باورم کن

بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و

بيشتر از آنچه باور داري عاشق تو هستم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي

جز تاريكي و سياهي ندارد!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم

و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم
عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
عزيزم تا پايان با تو مي مانم

آموختم كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!
عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و

به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ

كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد !
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و

در آغوش خود بفشارم!
عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ،

 اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ،

پر از ليلي و مجنون است،

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا

تو را عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ،

و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!
تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه

مي نگرم تو را ميبينم .
دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ،

آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست!
مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از نگاه تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان
تو

توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا

در قلبت طلسم كرده اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !
اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ،

با اراده و با احساسي پر از دوست داشتن ميگويم كه

دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 17:21 | لینک ثابت |

میخانه
ما درس سحر در ره میخانه نهادیمدر خرمن صد زاهد عاقل زند آتشسلطان ازل گنج غم عشق به ما داددر دل ندهم ره پس از این مهر بتان رادر خرقه از این بیش منافق نتوان بودچون می​رود این کشتی سرگشته که آخرالمنه لله که چو ما بی​دل و دین بودقانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ محصول دعا در ره جانانه نهادیماین داغ که ما بر دل دیوانه نهادیمتا روی در این منزل ویرانه نهادیممهر لب او بر در این خانه نهادیمبنیاد از این شیوه رندانه نهادیمجان در سر آن گوهر یک دانه نهادیمآن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیمیا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم
نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 16:39 | لینک ثابت |

نمی نویسم

نمی نوییسم

چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني

حرف نمي زنم ....

چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي

 نگاهت نمي كنم ...

چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني

صدايت نمي زنم ...

زیرا هیچ وقت صدایم را نمی شنوی

گریه نمی کنم...

زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است

 فقط مي خندم ...

چون تو در هر صورت مي گويي...

 

                                               من ديوانه ام

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 12:20 | لینک ثابت |


 

 

                    

نوشته شده توسط یه عاشق تنها در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 11:40 | لینک ثابت |